رفتم سینما، فیلم وقتی همه خوابیم. بهرام بیضایی.

مافیای پشت صحنه ، تهیه کننده‌های فیلم و پشت صحنه رو به تصویر کشیده بود، که هر غلطی دلشان می‌خواد انجام می‌دادن. همه‌ي عوامل فیلم فقط به خاطر پول و قرار دادشان باید انجام وظیفه می‌کردن. وجدان انسانی در تقابل با قرارداد کاری! شاید هم قراردادهای زنده‌گی!!!

آخر فیلم سه نفر با چاقو توی یک روز روشن یک آدم و نفله می‌کنند جلوی چشم همه‌ي آدم‌هایی که آن جا حضور دارند. حتا مامورینی که فقط سوت می‌زنند!

ولی هیچکی کاری نمی‌کنه! یک نکته‌ي جالب قبل از این که به صحنه‌ی چاقو کشی برسیم. چندین پلان مختلف و کسل کننده و کش دار و می‌بینیم که همه دارند به محل مود نظر نزدیک می‌شوند. انگار می‌خواست حالی کنه که جنایت یک اتفاق آنی نیست ، از اینکه مجرم به نقطه‌ی جنایت برسه فاصله زیادی طی می‌شه. ولی باز هم جنایت اتفاق می‌افته.

از خوانندگان وبلاگ کافمیم صمیمانه تقاضا دارم که از خواب ناز بلند شید! یا به خواب ناز نروید!امیدوارم زور من از زنده گی بیشتر باشد.