انتخابات 22خرداد 88

 ما برای اندیشیدن، نیازمند زبان و کلام هستیم. پیچیدگی‌های تفکرِ انسانِ امروز را می‌توان در زبان و گفتار و گسترده شدن دایره‌ی لغات یک فرهنگ مشاهده کرد.

فرهنگ‌های مرجعی مانند وبستر را نگاه کنید. این فرهنگ لغات هر ساله در حال نو شدن است. هر سال واژه‌های متعددی به آن افزوده می‌شود. علم‌های نو ظهور و ...... 

وقتی با زبان فارسی فکر کنید، یا انگیلیسی یا آلمانی و روسی ، مانند این است که برای خود یک ماشین، یا نوعی ابزار تفکر انتخاب کرده‌اید. از دکتر حسابی نقل کرده‌اند که ایشان دو کلمه‌ی بی‌خیالش، وللش، را در هیچ فرهنگ و زبان زنده‌ي دنیا مشاهده نکرده‌اند.

هر زبان امکاناتی متمایز دارد و فرق‌های بسیار،انسان‌هایی که تسلط به چند فرهنگ و زبان دارند(به شکلی که هیچ کدام غالب بر دیگری نباشد) از پیچیدگی فکری بیشتری برخوردارند.

حال می‌پرسیم این‌ها چه ربطی دارد به انتخابات و ریاست جمهوری و ...؟!!؟این جمله‌ی معروف را همه شنیده‌اید می‌گویند: همه شون مثه همن، سگ زرد برادر شغال، اینم مثه همونه!!!

ادبیات و گفتمان هر شخص مانند دریچه‌ای است که می‌توان به طرز تفکر، به اندیشه‌ها و شخصیت یک فرد نظری انداخت و از این طریق به یک شناخت نسبی دست یافت.         اگر آقای خاتمی هوادارانی دارد، به خاطر ادبیاتش است.اگر آقای احمدی‌نژاد هم هوادارانی دارند باز هم به خاطر ادبیاتش است.( ادبیات و گفتار هر شخص نماینده‌ی زبان و تفکر است.)ولی قطعن موافق هستید که ادبیات و تفکر این دو کاملن متفاوت است. و در نتیجه هواداران‌شان هم یکی نیستند.

من و شما نیز ادبیات خودمان را داریم. بعضی‌ها در تمام سال یک ناسزا هم نمی‌گویند. بعضی در میان هر جمله‌ی خود به شوخی!!! هم که شده ناسزایی را نثار مخاطبین خود می‌کنند. عده‌ای شوخند، عده‌ای جدی، و عده‌ای...

ما با آدم‌هایی معاشرت می‌کنیم که ادبیات‌شان را در قالبی که هستند بپسندیم. دوستانمان ادبیات دوستانه دارند و معلم‌ها ادبیات خود را دارند و مدیرها و ... هر شخصی در هر مقام و جایگاهی از ادبیات خاص خود بهره می‌برد. ادبیات یک رییس جمهور نمی‌تواند شباهتی به ادبیات یک معلم باشد، یک بازیگر با یک راننده تاکسی، این عدم شباهت به این معنی نیست که یکی بر دیگری برتری دارد. چون هر جایگاه نیاز به نوع خاصی تفکر دارد پس ادبیات و زبانش هم متفاوت خواهد بود.

22 خرداد قرار است دهمین انتخابات ریاست جمهوری برگزار شود. کافمیم از این طریق و با این مقدمه‌ی طولانی و با دلایل بسیار ساده و واضح، از کاندیداتوری مهندس میرحسین موسوی حمایت می‌کنم.کافمیم دوست دارد رییس جمهور کشورش ادبیات یک رییس جمهور را داشته باشد. زبان و تفکر یک رییس جمهور را داشته باشد. این دلیل و انگیزه برای حضور در انتخابات کافی است!!!  تغییر ادبیات و زبان و تفکر ریاست جمهوری و در آخر تغییر جامعه‌ای که مخاطب این ادبیات است، آرزوی من است. برای این آرزو تلاش می‌کنم. همین جا از همه‌ی خوانندگان پر شمار وبلاگ کافمیم خواهش دارم تا در این راستا اگر هم سو با دیدگاهشان است بکوشند.

سایت کلمه  را می‌توانید دنبال کنید و تفاوت ادبیات و منشی را که من پسندیده‌ام بسنجید.www.kalemeh.irخواندن این مقاله از آقای بهشتی(از همفکران موسوی) هم خالی از لطف نیست. به نکات جالبی در مورد رفتار جامعه و مردم و ما اشاره کرده اند.حزب فسادحزب بحران ساز

مقاله‌ی آقای محمدحسین در سایت آینده با نام ،....تا ایستگاه آخر... کلیک کنید 

اولین روز یک سال خوب!

 my moon

دلم تنگ می‌شود.

 کسی پیدایش نمی‌شود.

 اما خودم پیدا می‌شوم.

 انگشت اشاره‌ام مرا نشانه می‌گیرد.

 تیرش خطا نمی‌رود.

 اما خودم را کنار می‌کشم.

آخر به سایه‌ام می‌خورد. سایه‌ام آه می‌کشد. لابد نباید بشنوم. اگر هم بشنوم.

فوقش شماره‌ي 115 را می‌گیرم. آقا سایه‌ام آه می‌کشد. زخمی‌ تیر انگشت اشاره شده است. شما را به خدایتان کمک کنید.

ما به سایه‌ها کاری نداریم. آقا من را به پلیس معرفی می‌کند. شاید حرف‌هایم سیاسی باشد.

نه. فکرم را پس می‌گیرم. غلط هم می‌کنم. انگشت اشاره‌ام را داغ می‌کنم. می‌سوزد. درد می‌گیرد.

من درد را از زنده‌گی فاکتور می‌گیرم. زنده‌گی تمام می‌شود.

مرگ چشمک می‌زند.

یادم می‌افتد هنوز زنده‌ام.

پشیمان می‌شوم.

این بار دردهایم را با دقت ضرب می‌کنم.

تا چیزی کم نشود از

زنده‌گی

که من دوست‌اش دارم.

آن وقت ریاضی زیباترین علم جهان می‌شود.

و من دوباره سالم نو می‌شود.

 کل مطلب در ادامه مطلب!

ادامه نوشته